He is استاد
مبادا فکر کنید که از این جور افراد در دانشگاه صدرا پیدا میشود.. نه .. اصلاً.. غیر ممکنه..
احتمالاً این شعر را شاعرش در اوهام و خیالات خود سروده است..
امان از دیدگان هیز.. استاد!
خورد بر گوشه قرنیز.. استاد!
نه فرهادی نه شیرینی نه خسرو
مگس هم میشود.. پرویز.. استاد!
به ما تیغ نگاهت کندتر کن!
در آن ته ما نشستیم تیز.. استاد!
به اسبش وحشی فکرت تو بنشان
کمی از بوسه مهمیز.. استاد!
گمانم داشتی در سر خیالات
ز روز اول پاییز.. استاد!
خیالت صیغه دوشیزگان بود
هوس در کاسه ات لبریز.. استاد!
سکوتت در میان خنده گم شد
تو خوردی پیش پامان لیز.. استاد!
تویی در نوع خود یک جور « پدیده »
کسی را برده ای « شاندیز ».. استاد!؟
ایف ورنات بات یو وِر تو..؛ اَند شی واز
(If we're not but you were too; and she was)
اگر ما نبودیم و تو نیز بودی و اون خانومه هم بود
فراموشت نکن.. هی ایز(He is).. استاد!
تو فکر لقمه و ما فکر نمره
بگیر از نفس خود کوئیز.. استاد!
حیا کن از خدا و آن سوناتا
چه کارت دختر و ماتیز.. استاد؟!
"کبوتر با کبوتر باز با باز"
دوشاخه جفت با پیریز.. استاد!
"ز دست دیده و دل هر دو فریاد"
بویژه آنکه باشد هیز.. استاد!
کشد چون دیده بازی به پنالتی
بکن قبل از زدن دورخیز.. استاد!
به دانشگاه شیطان میدهی درس
اقلاً از خرش برخیز.. استاد!
چو مکر حضرت شیطان عظیم است
همین که دیدی اش بگریز.. استاد!
نزن با صاد و ریش و پینه هایت
به دین و اعتقادم چیز.. استاد!
برای ما پس از این مدرک تو
شده چون کاغذی ریز ریز.. استاد!
اگر این دکترایت را بگیرند
دیپورت گردی سر جالیز.. استاد!
"خدا داند که حافظ را غرض چیست"
بترس از روز رستاخیز.. استاد!
هنوزم ما شما را دوست داریم
قسم بر اعتبار میز.. استاد!
اگر ای بنده..! دانشجوی عشقی
ز استادی بکن پرهیز.. استاد!
ادای دین و تقوا در نیاور
خودت کن با عمل تجهیز.. استاد!
از این اکنون دو چشمت بر خدا دوز
شوی شاید تو روزی نیز.. استاد!
در وصف دانشگاه صدرا
|
|
|
دانی که چیست صدرا... دانشگهی ست مشهور در قلب شهر تهران... البتّه اندکی دور هم غیر دولتی و... هم غیر انتفاعی دیگر نبود القاب... بر سر درش خدایی یک ترم باید اینجا... دنبال نمره بودن از بهر نمره ی ده... استاد را ستودن آن را که هست ماشین... استاد را رسانَد وان یک ز راه دیگر... این درس بگذراند بعضی خوشند و سرمست... با دلبران دربست بعض دگر ندانند، ... رسم زمانه این است حال ات دهد در اینجا... برنامه کلاسی بعد از گذشت یک ماه... در راهرو پلاسی آموزشش چه گویم... باشد اتاق فرمان از بهر یک گواهی... سیرت کنند از جان وصف امور مالی... را هر کسی بداند یا فیش یا تراول... یا از درت براند جنب امور مالی... باشد امور فرهنگ در حسرت مدیرش... بس گشته ایم دلتنگ بینی بسی تو سیستم... در سایت کامپیوتر حسرت به دل بمانی... بهر یاهو مسنجر در سلفگاه سرویس... گر پا نهی تو یک گام در خاطر تو افتد... دیکتاتوری صدام کیفیت غذایش... مشهور خاص و عام است با لقمه نخستین... کارت دگر تمام است اسرار ملک صدرا... خواهی اگر بدانی یک دوره ی دو ساله... باید که بگذرانی یاسمنگولا به نقل ازشماره6 نشریه انجمن علمی دانشجویان عمران |
تبلیغات